محمد مهدى ملايرى
346
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
با حبشه براى استقلال قحطان و جنگ حبشه را با ايرانيان براى استعباد قحطان يعنى يمنيها وصف كرده است . « 1 » و با اين سابقه ، وقتى خوانندهاى در تاريخ بخواند كه در اين دوران با راه يافتن اسلام در يمن اعراب يمن ، اگر نه همهء آنها بلكه برخى از تيرهها و قبيلههاى آنها ، با ايرانيها به جنگ برخاستند و علاوه بر قتل و غارت به آنها آسيبهاى فراوان رساندند ، آنچه در وهلهء اوّل به نظر او خواهد رسيد اين است كه آن تيرهها و قبيلههاى يمنى كه با ايرانيان در جنگ شدهاند ، كسانى بودهاند كه با پذيرفتن اسلام يعنى دين عربى كه زبان آن را هم مىفهميدهاند ، درصدد برآمدهاند كه ايرانيان را هم به اسلام درآورند و اينان نپذيرفتهاند . بدينسبب پس از آن دوران طولانى صلح و آرامش و سپاس و حقشناسى براى تبليغ اين دين ناچار با آنها به جهاد برخاستهاند . اين برداشت طبيعى و منطقى از اين حوادث است . ولى آنچه در واقع اتّفاق افتاده ، درست عكس اين برداشت طبيعى بوده . زيرا اين ايرانيان بودهاند كه چون مسلمانان شده بودند مورد هجوم آن قبايل و سران آنها قرار گرفتند كه نمىخواستند اسلام در يمن پا بگيرد و قريش مكّه كه يمنيها زياد دل خوشى از ايشان نداشتند در آنجا صاحب امر و نهى گردند . و اين ايرانيان بودند كه در يمن به دفاع برخاستند و مصائب آن را هم تحمّل كردند تا اين نهال نوپا را در آن سرزمين ، در دورههاى بحرانى ، از گزند اعراب حفظ كنند . و اگر ابن خلدون زنده مىبود و اين رويدادها را هم در كتاب خود ذكر مىكرد اينها را هم « من الغريب الواقع » يعنى از رويدادهاى شگفت مىخواند . ديگر از شگفتيهاى اين دوران ديگر از شگفتيهاى اين دوران اينكه در هنگامى كه اسود در يمن به دعوى پيغمبرى برخاست و با فراهم آوردن نيروئى آهنگ برانداختن اسلام را از آن ديار نمود ، بيشتر مخلافها يعنى ايالات و مراكز عمدهء يمن به شرحى كه گذشت در اختيار
--> ( 1 ) - اين قصيده را شبلى الملاط در سال 1921 مسيحى . در سالن دانشگاه امريكائى بيروت ايراد كرد . اصل آن را در جلد دوم كتاب « درس اللغة و الادب » از نويسندهء اين سطور ، و از انتشارات دانشگاه تهران خواهيد يافت .